بعد از دو ماه و خرده ای اومدم خونه هنوز تصورم از خونهxa0 خونه ی اون روزاست که نیلوفرش بچه مدرسه ای بود خونه اون روزا پویاتر بود جون داشت یادم باشه این دفعه که میام دیگه به خودم نگم میرم خونه مثلا بگم میرم خانم مادر اقای پدر رو ببینم...